مردی در یک کافی شاپ در انتظار خانمی نشسته است. در حالی که چای خود را هم میزند تصوراتی درباره زن از ذهنش میگذرد.زن در تمام این مدت در میز پشتی نشسته و بدون توجه به مرد از کنارش میگذرد و از کافی شاپ خارج میشود.مرد مدت مدیدی در کافی شاپ انتظار زن را میکشد و پیر میشود و همچنان امید به دیدار او دارد. زن در یک روز بارانی یکبار دیگر میخواهد وارد کافی شاپ شود اما منصرف میشود و به راه خود ادامه میدهد. مرد نیز از کافی شاپ خارج میشود.
مدت زمان :15 دقیقه
کارگردان : حسین ضیایی
مردی پرونده به دست در اداره ای در نظام بروکراسی اسیر میشود. نهایتا از فرط خستگی و اتلاف وقت فراوان زیر درخت کهن بر روی کنده درختی مینشیند. سپس از دهان کلاغی یک دانه گردو به زمین میافتد. مرد تلاش فراوان می کند که آنرا بشکند اما موفق نمی شود و نا امید به خواب می رود . سپس باران می بارد گردو جوانه میزند و دل سنگ را می شکافد.مرد به سراغ پرونده اش در همان اداره میرود. هر چقدر درب میزند کسی درب را باز نمیکند.
مدت زمان :8 دقیقه
کارگردان : ، حسن ساروقی
تک درختی که بالای یک تپه قرار دارد، به چوپانی که هر روز با گلهاش به آن جا میآید دل میبازد، درخت به حضور او ونوای نی اش عادت میکند .اما در فصل خزان و سرما خبری از چوپان و گلهاش نیست . درخت این فراق را تحمل نمیکند و خشک میشود .
مدت زمان :7 دقیقه
کارگردان : ، سارا سعیدان
سه نماد زن، زر و زور مانند قالب پنیری روی تله موش، افرادی را به طرف خود میکشند و آنها را در تله گرفتار میسازند.
مدت زمان :2 دقیقه
کارگردان : ، ناصر مرآتی
قاصدکی از طرف خداوند عنکبوتی را مامور می کند که در دهانه غار حرا تار بتند تا محمد (ص) از گزند دشمنان در امان بماند.
مدت زمان :6 دقیقه
کارگردان : ، محسن صالحی فرد